درسنامه آموزشی اصول عقاید (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 5: کلمهٔ طَیِّبه (2): پروردگار
هرگاه بخواهیم برای تقرب به خدا وسیلهای بجوییم، به نماز پناه میبریم و عاشقانه به ستایش و سپاس خداوند میپردازیم. در این راز و نیاز، صفات نیکویش را بر زبان جاری میسازیم:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»، «الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ».
و خضوع و خشوع خویش را با رکوع و سجود و تسبیح و حمدش آشکارا اعلام میکنیم:
«سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِه»، «سُبحانَ رَبِّیَ الاَعلیٰ وَ بِحَمدِه»
آیا تاکنون اندیشیدهاید که در این گفتوگوی عاشقانه کدام یک از صفات خداوند را بیش از دیگر صفات بر زبان جاری میکنیم؟
آیا تاکنون به صفات خداوند در قرآن کریم اندیشیدهاید؟ بر کدامیک از این صفات در قرآن بیشتر تأکید شده است؟
آیا در معنای آن تأمل کردهاید؟
به نظر شما چرا بر این صفت تأکید فراوان شده است؟
در درس قبل دانستیم که جهان یک مبدأ دارد، همهٔ موجودات در خلقت خود نیازمند خدا هستند و هیچ خالقی جز خداوند وجود ندارد. اکنون این سؤالات مطرح میشوند که:
- پس از خلقت موجودات، تدبیر و اداره آنها چگونه اتفاق میافتد؟
- آیا مخلوقات در تدبیر و اداره جهان با خداوند شریک هستند؟
- آیا ما در جهان هستی با یک پروردگار روبهرو هستیم یا با پروردگاران؟
مخلوقی که خود پروردگار است!!!
پاسخگویی به پرسشهای قبل با درک درست معنای صفت «رب» که بیش از 900 بار در قرآن کریم به شکلهای متفاوت برای خداوند به کار رفته، میسر است.
«ربّ هر چیزی به معنای مالکی است که تدبیر کارهای مملوک خود را بر عهده دارد و در آن تصرف میکند.» براساس جهانبینی مشرکان در دنیا یک رب وجود ندارد، بلکه ارباب، تدبیر امور زندگی را به عهده دارند. این پروردگاران همگی از مخلوقات هستند و مستقل از خداوند، کار تدبیر امور جهان را عهدهدار هستند.
اما به راستی آیا مخلوقات شایستگی این را دارند که بتوانند مستقل از خداوند، رب و پروردگارِ جزئی از هستی یا کل آن بوده و در تدبیر هستی مشارکت داشته باشند؟
وقتی به رابطه موجودات با خداوند مینگریم درمییابیم که رابطهٔ وجود موجودات با وجود خداوند مانند رابطهٔ پرتوهای نور با منبع آن است. همانطور که اگر خورشید نورافشانی نکند دیگر اثری از پرتوهای خورشید نیست، اگر خداوند نیز هر لحظه هستی بخشی نکند، دیگر موجودی در جهان باقی نخواهد ماند.
إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ. وَ مَا ذَلِکَ عَلَی اللَّهِ بِعَزِیزٍ (سوره فاطر آیه 16 و 17)
از اینرو، در قرآن کریم خداوند «غنی» خوانده شده و انسانها و سایر مخلوقات «فقیر» و نیازمند به او؛ و این رابطه هیچگاه تغییر نمیکند.
یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (سوره فاطر آیه 15)
رابطهٔ خداوند با مخلوقات مثل رابطهٔ بنّا و ساختمان نیست که با تمام شدن ساخت آن، ارتباط بنّا با بنا قطع شود و بنا پایدار بماند. زیرا بنّا، مصالح ساختمان را ایجاد نمیکند و نیز خاصیت مصالح را به آنها نمیبخشد. مثلاً بنّا که آجر را روی سیمان میگذارد، نه آجر و سیمان را ایجاد کرده است و نه خاصیت چسبندگی، مقاومت و استحکام آن را. کار بنّا فقط جابهجا کردن مواد و چینش آنها است، اما در رابطهٔ خدا با مخلوقات، وجود هر موجودی وابسته به خداست و نیاز لحظهٔ اول خلقت با لحظههای بعد، تفاوتی نمیکند.
بنابراین نیازمندی موجودات به خداوند فقط به مرحله پدیدار شدن و به وجود آمدن اختصاص ندارد، بلکه آنها در تمام مراحل زندگی به او نیازمندند.
هر موجودی هرچه دارد، از او دارد و موجودی که از هرجهت نیازمند خداست، نمیتواند به او کمک کند. پس هر حرکت و اتفاقی که در جهان رخ میدهد، از خداست و کسی با او شریک نیست و هیچ مخلوقی نمیتواند پروردگار (رب) باشد.
هر قدر انسان کمالاتی نظیر علم و قدرت را کسب کند، باز هم نسبت به خداوند فقیر است. زیرا خود و همهٔ آنچه به دست آورده، از خدا سرچشمه میگیرد و خداوند به او عطا کرده است. انسانها هرقدر که به معنای حقیقی کاملتر شوند، فقر و نیازمندی خود به خداوند را بهتر درک میکنند و بندگی و عبودیتشان در پیشگاه خداوند قویتر و بیشتر میشود. به همین خاطر پیامبران، امامان، و اولیای الهی بیش از دیگران از پروردگار جهان کمک میخواهند و در مشکلات به او پناه میبرند.
موجودات نه تنها در خلقت خود و تداوم وجودشان به خداوند نیاز دارند، بلکه در کارهای خود نیز بینیاز و مستقل از خداوند نیستند و تمام آثار آنها نیز از خداست. آفتاب در رویش گیاهان، باران در سرسبزی زمین و ماه در روشنی بخشیدن به شب مؤثر است؛ ولی هیچیک از آنها قدرت تأثیر را از خود ندارند؛ بلکه از خداوند دارند. اوست که این آثار را به مخلوقات خود عنایت کرده است.
لاحَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللّٰهِ العَلِیِّ العَظیمِ
هیچ یاری و نیرویی نیست مگر به خدای بلندمرتبه و بزرگ
از اینرو، نهتنها وجود ما از خداست، بلکه نیرو و توان ما در انجام کارها نیز از خداست و همهٔ موجودات در کارهای خود نیز وابسته به اویند. پس شایسته است بگوییم:
بِحَولِ اللّّٰهِ وَ قُوَّتِه اَقومُ وَ اَقعُدُ
به یاری خداوند و نیروی او برمیخیزم و مینشینم.
هم اندیشی (صفحه 58 کتاب درسی)
با گفتوگو پیرامون متن بالا دلایلی را که سبب میشوند بگوییم: «خداوند نمیتواند در ادارهٔ جهان شریک داشته باشد»، به صورت خلاصه ارائه دهید.
توحید در ربوبیت
قرآن کریم تنها ربّ هستی را خداوند میداند و بر توحید در ربوبیت تأکید بسیار دارد. این در حالی است که بسیار اتفاق میافتد، انسان نقش تدبیر، مدیریت و ربوبیت خداوند را فراموش کند و تدبیر و مدیریت خود یا سایر انسانها و مخلوقات را اصل و اساس برنامهریزی خود قرار دهد. از اینرو آموزههای دینی همواره تذکر میدهند که «ربّ» همهٔ موجودات تنها خداوند است. به عبارت دیگر، تدبیر و پرورش همهٔ مخلوقات تنها در اختیار اوست. اوست که جهان را مدیریت میکند و به سوی مقصدی که برای آن معین فرموده است، هدایت میکند و به پیش میبرد. توحید در ربوبیت، ضلع دوم مثلث توحید را شکل میدهد.
اندیشه در آیات (صفحه 59 کتاب درسی)
1) با تأمل در آیهٔ زیر بگویید این آیه چگونه بر تدبیر واحد جهان هستی دلالت دارد؟
وْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ (سوره انبیاء، آیه 22)
2) با تأمل در آیات زیر به این پرسش پاسخ دهید که: آیا توحید ربوبی فطری انسان است؟ چگونه؟
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَی شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ (سوره اعراف، آیه 172)
وَ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کَانَ الْإِنْسَانُ کَفُورًا (سوره اسراء، آیه 67)
در مقابل توحید در ربوبیت، شرک در ربوبیت قرار دارد و بدین معناست که انسان در کنار تدبیر الهی، برای تدبیر خود یا سایر مخلوقات حسابی جداگانه باز کند. فکر کند که آنها، مستقل از خداوند، میتوانند جهان هستی یا بخشی از آن را مدیریت و امور او را تدبیر کنند. گاهی نیز انسان تا آنجا پیش میرود که به کلی تدبیر الهی را فراموش میکند. این نوع از شرک فراگیرتر از شرک در خالقیت است.
لوازم توحید در ربوبیت
دانستیم که همهٔ حوادث، حرکات، تأثیرات و تأثرات این عالم از خداست نه مخلوقات. نظامهای موجود جهان، قانونمندیهای حاکم بر آن و روابط میان پدیدهها نیز تنها کار او و ناشی از ارادهٔ اوست نه هیچکس دیگری. خلاصه آنکه خداوند تنها ربّ هستی است و کسی شریک او نیست. زیرا او تنها خالق جهان هستی است و مقتضیات آن را بهتر از هرکسی میداند. از سوی دیگر، او تنها مالک هستی است و تنها کسی است که حق تصرف در آن را دارد. به این ترتیب وقتی میگوییم به ربوبیت خداوند اعتقاد داریم، توحید در مالکیت و ولایت خداوند را نیز پذیرفتهایم.
توحید در مالکیت
چون خداوند جهان را خلق کرده است، مالک و صاحب اختیار آن نیز هست.
وَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ... (سورهٔ آل عمران/ آیهٔ 109)
اگر کسی بپندارد که خداوند جهان را آفریده، اما دیگری را هم در مالکیت آن شریک خود قرار داده، گرفتار شرک در مالکیت شده است.
اگر خداوند در موردی اجازهٔ مالکیت به یکی از مخلوقات خود میدهد، این مالکیت در کنار مالکیت خداوند نیست و جایگزین مالکیت او نمیشود، بلکه در طول مالکیت خداوند و نسبت به مخلوقات دیگر است که این شخص حق مالکیت دارد؛ و الّا هیچ موجودی در پیشگاه خداوند صاحب هیچ چیزی نیست و همه فقیر الی اللّٰه هستند.
...وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ... (سورهٔ اسراء آیهٔ 111)
...در مالکیت و مدیریت جهان شریکی ندارد...
هم اندیشی (صفحه 60 کتاب درسی)
اگر مالکیت از آن خداست، آیا مالکیتی که انسانها دارند و خود را صاحب دسترنج خود میدانند، با مالکیت خداوند در تضاد نیست؟
توحید در ولایت
چون خداوند مالک حقیقی جهان است، بر آن ولایت دارد. یعنی هرگونه تصرّف در جهان حق او و شایستهٔ اوست. اگرهم به کسی اذن ولایت دهد، این ولایت در کنار و در عرض ولایت او نیست، بلکه نسبت به مخلوقات دیگر است که این شخص حق ولایت پیدا میکند. اگر خداوند پیامبر اکرم را ولیّ انسانها معرفی میکند، بدینمعنا نیست که خودش دیگر ولایت ندارد و آن را به پیامبرش واگذار کرده است. یعنی، خداوند بخشی از ولایت خود را به دیگری واگذار نمیکند. او در همه حال، ولیّ همهٔ مخلوقات است.
... مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا (سورهٔ کهف آیه 26)
هم اندیشی (صفحه 61 کتاب درسی)
از اعتقادات ما مسلمانان، «اعتقاد به توسّل» است. این اعتقاد برگرفته از آیاتی نظیر آیات زیر است:
قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ. قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (سورهٔ یوسف آیات 97 و 98)
گفتند: ای پدر! برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم .[حضرت یعقوب گفت]: « بهزودی از پروردگارم برای شما آمرزش میخواهم که او همانا آمرزنده مهربان است»
وَ إِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَنْ نَصْبِرَ عَلَی طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ...(سورهٔ بقره آیه 61)
و چون گفتید ای موسی هرگز بر یک [نوع] خوراک تاب نیاوریم از خدای خود برای ما بخواه تا از آنچه زمین میرویاند، برای ما خارج کند.
اکنون با توجه به آیات بگویید مراد از توسّل چیست؟
آیا توسّل شرک در ربوبیت است؟ چرا؟
توحید ربوبی یعنی حذف ارباب
دقّت در آیات قرآن مجید نشان میدهد که قرآن مؤکّداً اصرار دارد که انسانها در واسطهها گم نشوند و مستقیماً به خداوند توجه کنند، با او سخن بگویند، از او تقاضا کنند، در پیشگاه او سر به سجده بگذارند و به درگاه او شکر نعمت بجای آورند، حل تمامی مشکلات خود را از او بخواهند، به او عشق بورزند، تنها به او دل ببندند و غیر او را پرستش نکنند.
تعبیر به «رَبِّ العالَمینَ» در سورهٔ حمد، و سورههای دیگر قرآن، اشاره به همین حقیقت است. تکرار ذکر رکوع و سجود «سُبحانَ رَِبّیَ العَظیمِ» و «سُبحانَ رَِبّیَ الاَعلیٰ» همه بیان این حقیقت است که نه تنها خلقت ما، بلکه بقا، تربیت، تکامل و تدبیر امور ما همه به دست اوست. دلیل آنهم دقیقاً روشن است؛ چرا که «خالق» و «رب» نمیتوانند از هم جدا باشند. اگر درست دقّت کنیم، انسان هر لحظه خلقت و آفرینش جدیدی دارد که همه از ناحیهٔ اوست.
تمامی موجودات جهان نیازمند و فقیرند؛ و خداوند، از هر جهت غنی مطلق و بی نیاز است. او «صمد» است؛ یعنی آقا و بزرگی است که همهٔ نیازمندان به سوی او میروند.
تاریخ ادیان نشان میدهد که بشریّت به خاطر گمشدن در واسطهها گرفتار چه خرافاتی شده است. چهبسا موجوداتی پستتر از خود را معبود و اختیاردار سرنوشت خود دانسته است. و این تعدّد ارباب و خدایان چه تفرقه، پراکندگی و بدبختی که برای او به ارمغان نیاورده؟! امّا هنگامی که این واسطهها کنار رفتند، و ربّ مطلق را او دانستیم، و همانطور که دلایل و براهین عقلی میگوید، همه چیز را نیازمند او شناختیم، به سرچشمهای از نور و عظمت، و وحدت و یگانگی دست مییابیم.
از همینروست که صفت «رَبّ» بیش از 900 بار در آیات قرآن تکرار شده است. هیچیک از اوصاف الهی تا این حد مورد تأکید قرار نگرفته است. در واقع خلوص توحید اسلام را باید قبل از هر چیز در همین توحید ربوبی مطالعه کرد.
اندیشه در آیات (صفحه 63 کتاب درسی)
در آیات زیر که همگی از دعاهای قرآنی هستند، دقت کنید.
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً... (سوره آل عمران آیه 8)
... رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ (سوره بقره آیه 201)
... رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (سوره بقره آیه 286)
... رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (سوره آل عمران آیه 147)
1) در این آیات چه اموری از خداوند خواسته شده است؟
2) در این دعاها خداوند با چه صفتی خوانده شده است؟
3) فکر میکنید چرا پیامبران و دیگر صالحان برای درخواستهای خود از خداوند، او را با آن صفت میخواندهاند؟